شعر را زندگی کن
خلوتی با ترکی شیرازی

شمارهٔ ۱۰ - منصب شاهانه

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قدمی رنجه کن ای دوست! به کاشانه ماساز آباد ز خود کلبه ویرانه ما
۲
می و معشوقه و مطرب همه یکجا جمعندچشم بد دور از این مجلس رندانه ما
۳
پای از سر نشناسیم حریفان مددیساقی این می زکجا ریخت به پیمانه ما
۴
شحنه شهر که از مست کشد پوست ز تنگو بیا و بشنو نعره مستانه ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth