خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۲۸ - خورشید منیر
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستی اگر از شرب نبید است و شراب استپس چشم تو ناخورده شراب، از چه خراب است
۲
این رنگ حنا نیست که داری به کف دستاز خون دل ماست که دست تو خضاب است
۳
شب ها ز غم نرگس بیمار تو تا صبحبیمارم و، بیدارم و، چشم تو به خواب است
۴
خورشید منیر است که پنهان شده در ابریا بر رخ زیبای تو از زلف نقاب است
صفحهٔ ۱ از ۲