خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۵۳ - راحت جان
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا قد سرو تو در باغ دلم، موزون شدچشم خونبار من از اشک روان، جیحون شد
۲
تا به گرد مه روی تو خط سبز دمیدروز من تار شد و، حسن رخت افزون شد
۳
بی سبب دور شدی از برم ای راحت جان!وز غم هجر تو آهم به سوی گردون شد
۴
تو علارقم من ای دوست! به همراه رقیببه چمن رفتی و از غصه مرا دل، خون شد
صفحهٔ ۱ از ۳