خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۵۶ - گوهر اشک
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به فلک، بانگ ناله ام بر شدگوش گردون، ز ناله ام کر شد
۲
نه فراق توام به خواری کشتنه وصال توام میسر شد
۳
دیده ام بسکه ریخت گوهر اشکدامنم پر ز در و گوهر شد
۴
همه شب از خیال ماه رختتا سحر، دیده ام پر اختر شد
صفحهٔ ۱ از ۳