خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۷۳ - شب هجران
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن پری چهره نگاری که منم خاک درشمیل دارم که شبی تنگ بگیرم ببرش
۲
من نظر جز به جمالش نکنم جایی و، اوروی درهم کشد ار سوی من افتد نظرش
۳
بی وفایی همه آموخته در مکتب و بسگویی از علم وفا هیچ نباشد خبرش
۴
درپس پرده دل از دست، برد خلقی راآه اگر پرده فتد از رخ همچون قمرش
صفحهٔ ۱ از ۳