خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۷۵ - گوی سعادت
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سرو قبا پوش من ای دلبر مهوش!تا کی کنی از شانه سر زلف مشوش
۲
بر کشتن من تیر نگاهی، ز تو کافی ستبیهوده چرا؟ دست بری جانب ترکش
۳
بی چشم خمارت چکنم باده گلرنگ؟بی شمع جمالت چکنم کاخ منقش؟
۴
بر عارض چون آتش ات آن خال سیه فامچون تخم سپندی ست که افتاده در آتش
صفحهٔ ۱ از ۲