خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این دهر باشگونه چو بستیزدشیر ژیان بهدام درآویزد
۲
مرد دژ آگه آن بود و داناکز مکر او به وقت بپرهیزد
۳
با آنک ازو جدا شود او فرداامروز خود به طبع نیامیزد
۴
زین زال دور باش که او دایمچون گربه شوی جوید و برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۲