شعر را زندگی کن
خلوتی با ترکی شیرازی

شمارهٔ ۹۸ - صد هزار چشم

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا باز کرده ام به تو ای گل عذار، چشم!پوشیده ام من از همهٔ کار و بار، چشم
۲
از دیدن رخت نشود سیر چشم منباشد اگر به صورت من صدهزار، چشم
۳
بسیار چشم دیده ام اما ندیده استچشمم بسان چشم تو در روزگار، چشم
۴
گفتی که بر سر ره من باش منتظرپیوسته باشدم به ره انتظار، چشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth