شعر را زندگی کن
خلوتی با ترکی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۰ - عشق و عاشقی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز عشق و، عشق‌بازی پیشه‌ای خوش‌تر نمی‌بینمبه عالم هرچه می‌بینم از این بهتر نمی‌بینم
۲
ز عشق و عاشقی پیوسته زاهد می‌کند منعممیان صدهزاران خر، از این خرتر نمی‌بینم
۳
مریض عشقم و هرروز افزون می‌شود دردمدوایش غیر عناب لب دلبر نمی‌بینم
۴
گرفتارم به مالیخولیای عشق مه‌رویانعلاج این مرض را جز می احمر نمی‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth