شعر را زندگی کن
خلوتی با ترکی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبان

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنمجان چه باشد که نثار ره جانان نکنم
۲
تا رخ و زلف و خط یار مرا در نظر استالتفاتی به گل و سنبل و ریحان نکنم
۳
تا مرا موعظهٔ پیر مغان در گوش استگوش بر موعظهٔ واعظ نادان نکنم
۴
گرچه از دیدن خوبان تن و جان، در تعب استحیف باشد که نظر بر رخ خوبان نکنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth