خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۴ - مهر علی
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دلبر تا بود جان در تنم دل برنمیگیرممرا تا جان به تن باشد دل از دلبر نمیگیرم
۲
شبان در خواب دارم در برش تا صبحدم اماچرا یک روز در بیداریش در بر نمیگیرم
۳
به یاد عقرب زلفش همه شب تا سحرگاهانگزیده مارسان، آرام در بستر نمیگیرم
۴
به شمشیرم اگر خواهد زدن آن شوخ سنگیندلسپر سازم سر و اما سپر بر سر نمیگیرم
صفحهٔ ۱ از ۳