خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۰ - رخ افروخته
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش آمد دلبرم با چهرهٔ افروختهوز رخ افروخته جان جهانی سوخته
۲
از کمان غمزه اش تیری مرا بر دل رسیدشصت او نازم عجب تیرافکنی آموخته
۳
از نگاهی جامهٔ صبر مرا او پاره کردمن چو حربا دیده بر خورشید رویش دوخته
۴
گفتمش جانا ز تاب عشق عالم سوز توصبر و تاب و جسم و جان وخانمانم سوخته
صفحهٔ ۱ از ۲