خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۲ - مس وجود
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رو بر نتابم از تو گرم تیر می زنیخورسند ار مرا تو به شمشیر می زنی
۲
گر تیغ می زنی سپرم پیش تیغ توهر چند بی جنایت و تقصیر می زنی
۳
تیغ ازمیان کشیده داری سر زدنغمگین از این رهم که چرا دیر می زنی؟
۴
من پیش تو چو صورت تصویر مانده امبیهوده زخم تیغ، به تصویر می زنی
صفحهٔ ۱ از ۳