شعر را زندگی کن
خلوتی با ترکی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۶ - بوی پیرهن

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم فتاده در آن زلف پر شکن که تو داریقرار بده ز من، آن لب دهن که تو داری
۲
قدَت چُو سرو، خطَت چون بنفشه، زلف چون سنبل،کسی ندیده از این خوبتر چمن که تو داری
۳
عجب ز فتنه این چشم فتنه بار تو دارمکه فتنه بارد از این چشم پرفتن که تو داری
۴
خوش است چاه زنخدان و زلف چون رسن توتبارک الله از این چاه و این رسن که تو داری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth