شعر را زندگی کن
خلوتی با ترکی شیرازی

شمارهٔ ۷ - سودای حیدر

فصل دوم - مدیحه‌سرایی‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرت گردم بیا ساقی ز می، پر ساز و ساغر رابه آب خشک پر کن از کرم، آن آتش تر را
۲
چنانم مست کن، از باده امروز از خم وحدتکه شور مستیم از سر برد سودای محشر را
۳
از آن می ده که قنبر خورد و شد دیوانه و شیدااز آن می ده که زد آتش به جان، سلمان و بوذر را
۴
از آن می ده که بزداید ز لوح سینه زنگ غماز ان می ده که افزاید به سر، سودای حیدر را
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth