خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۵ - آرزوی وصل
فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راهیست پر خطر ره عشق تو ای نگار!کس بی خطر، به منزل از این رهگذر نرفت
۲
در آرزوی وصل تو روزم به شب رسیدعمرم سر آمد و شب هجرت به سر نرفت
۳
رفت آن چه بود در نظرم جلوهگر ولیغیر از خیال روی توام کز نظر نرفت
۴
از حسرت لطافت یاقوت لعل تویک شب سحر نشد که ز چشمم گهر نرفت
صفحهٔ ۱ از ۲