خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیهابده صوفیوشان را زان شراب ناب صافیها
۲
طبیب حاذقی ای دوست بیماران هجران رابیانت صحت عاجل میانت عین شافیها
۳
میانش را، به مو نسبت نباشد لیک دانستمجهان را بسته با یک مو چو کردم موشکافیها
۴
غمت را بود با دلها شکایتها ز موج خونلبت از یک تبسم کرد دلها را تلافیها
صفحهٔ ۱ از ۲