خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طالع به صبحدم شود، ار با تو آفتابپنهان کند ز شرم تو، رخساره در سحاب
۲
مه را، ز خجلت تو بود، روی در محاقوز شرم، آفتاب به رخ افکند نقاب
۳
خورشید منکسف شود و ماه منخسفبی نقص عارض تو درآید چو از حجاب
۴
ساقی خراب کن تو خراباتیان ز میکاباد از تو باد جهان گر شود خراب
صفحهٔ ۱ از ۳