خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهر است پر از فتنه و شهر است پرآشوباز چشم سیه مست تو ای بر همه محبوب
۲
آن کس که همی گفت منم فاتح و غالبشد با سپه و خیل و حشم عاجز و مغلوب
۳
بس طرفه بناها که بدی جنت شدادچون باغ ارم گشت همه ناقص و معیوب
۴
چندیست شد از عدل شهنشاه در ایرانخون همه پامال و اثاث همه منهوب
صفحهٔ ۱ از ۴