خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عصر شیخوخیت افضل باشد از عهد شبابتا، به خم چندی نماند صاف کی گردد شراب
۲
ای که چون کف الخضیبت کف بود رنگین ز خونچون ز خون دختر رز نبودت کفها خضاب
۳
از گدایان در میخانه یاری می طلبتا دهندت تخت کاووس افسر افراسیاب
۴
از مناجات تو زاهد در خرابات مغاناین خراباتیست کاباد است در وی هر خراب
صفحهٔ ۱ از ۳