خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که زد بر آب و آتش حرق و غرقش باک نیستتنبل و منبل براه عاشقی چالاک نیست
۲
آنکه را در عاشقی از سر رود سودای وصلسر بزیر است ار سر او نیزه و فتراک نیست
۳
آنکه در شبهای هجران ریخت سیل خون ز چشمزیر تیغ از دادن جان دیده اش نمناک نیست
۴
پاکبازی در قمار دوستی مردانگی استبدقماری در حقیقت کار مرد پاک نیست
صفحهٔ ۱ از ۳