شعر را زندگی کن
خلوتی با حاجب شیرازی

شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفتعاقبت بر سستی اهل جهان خندید و رفت
۲
کس در این ویرانه جز یکدانه حاصل برنچیدهر که آمد دانه بذر هوس پاشید و رفت
۳
سر چرا عاقل فرود آرد، به تاج سلطنتباید آخر پای خود را در کفن پیچید و رفت
۴
گر تو هم از رفتن راه عدم ترسی مترسبس که آسانست این ره می‌توان خوابید و رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth