خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه در، ابر بماند چو رخت جلوه نمایدغیر خورشید کسی حسن تو جانا نستاید
۲
یار اگر غیر گشاید در تزویر ببنددور ببندد، ره انصاف بقدرت بگشاید
۳
جر اثقال بود حسن تو، بی شبهه و دل راگر بود کوه گران سنگ چو کاهی برباید
۴
بس عجب دارم از آن کس که به دوران تو میردزانکه دیدار، تو جان پرورد و عمر فزاید
صفحهٔ ۱ از ۳