شعر را زندگی کن
خلوتی با حاجب شیرازی

شمارهٔ ۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل آئینه روی خدا شد چه بجا شدجان نور یقین گشت و دلم تیر بقا شد
۲
صبح آمد و شد همچو رقیب از بر ما رفتظلمت عجبی نیست گر از نور جدا شد
۳
چون خضر سکندر، ز پی آب بقا رفتاندر طلب آب بقا رفت و فنا شد
۴
کس را ندهد آب بقا دست به شمشیرچون آب بقا قسمت شاهان گدا شد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth