شعر را زندگی کن
خلوتی با حاجب شیرازی

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستانه بسر میکده را در زده ای بازوز باده معنی دو سه ساغر زده ای باز
۲
درپای خم افتاده ای از تاب می نابیا خیمه بسر چشمه کوثر زده ای باز
۳
از خاک و ز خشت است گرت بستر و بالشپا بر سرمه تکیه بر اختر زده ای باز
۴
از باده تلخ کهنی بوسه شیرینراه دل رندان قلندر زده ای باز
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth