شعر را زندگی کن
خلوتی با حاجب شیرازی

شمارهٔ ۳ - درد بی دوا

سایر اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم به یار غمزه چشم تو دلرباستلعل تو شکر است کلام تو جان فزاست
۲
زلف تو عنبر است ز کوتش به ما رواستای نازنین صنم دل تو مایل جفاست
۳
عمر عزیز ماست چه حاصل که بی بقاست
۴
یکدم ز دام عشق تو جانا رها شدمبنگر چسان به درد و الم مبتلا شدم
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth