خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۲
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چراغِ ماهِ تابان هر شب از کوی شمامشعلِ خور مشتعل هر صبح از روی شما
۲
گر شما را هست باری سوی دلها روی جانروی دلها هست از جان روز و شب سوی شما
۳
آتشی کان شعلهور گردیده از طور کلیمتابشی بود از شرارِ گرمیِ خوی شما
۴
سُبحه را زُنّار کرد و خرقه در آتش بسوختهرکه دید آن تارِ زلف و خالِ هندوی شما
صفحهٔ ۱ از ۲