شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۱۳

بخش اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا زند سینه ز صهبای غمت جوش مراکی زبان میشود از ذکر تو خاموش مرا
۲
پای تو سر همه آغوشم و پیوسته بوددست با شاهد عشق تو در آغوش مرا
۳
ساقی عشق سوی میکده با بربط و نیساغری داده بکف وقت سحر دوش مرا
۴
وه چه ساغر که چو نوشیدمش از نشئه آنعقل مدهوش شد و هوش فراموش مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth