خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۴۰
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه کرد آه وفغان در حسرت گل عندلیبغنچه را شد چاک بر تن جامه صبر و شکیب
۲
دل بکند از شاخ طوبی و گل جنت نخواستیکنظر هرکو بدید آن حسن خوب دلفریب
۳
بگسلد گر رشته عمرم سراسر چون اجلنگسلد آن عهد و پیمانیکه بستم با حبیب
۴
ناله کردن گرچه پیشت شیوه عشاق نیستکی توانم کرد پنهان درد خود را از طبیب
صفحهٔ ۱ از ۲