خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۶۰
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمعی از حسن تو هر جا که برافروخته استجان عشاق چه پروانه بسی سوخته است
۲
جامه دلبری و حسن بابریشم نازبر قد سرو تو استاد ازل دوخته است
۳
هرگز ای جان نخرندش بجوی اهل نیازهر گه موئی بدو عالم زتو بفروخته است
۴
عاقبت تربت من لاله ستان خواهد شدبسکه پیکان غمت سینه ام اندوخته است
صفحهٔ ۱ از ۲