خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۷۱
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دراین منزل چه جای کاروانستکه هر دم کاروان دل روانست
۲
دلم خون گشت از دیده درآنکویروان چون کاروان بر کاروانست
۳
بس این معجز که اعجاز محبتمه نامهربانم مهربانست
۴
دلم کز زخم پیکانش نشانهاستنشان تیر آن ابرو کمانست
صفحهٔ ۱ از ۲