شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۷۷

بخش اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یوسف مصر دلم از چه ز کنعان بگذشتصبح وصلم بدمید و شب هجران بگذشت
۲
از حرم هرکه درآمد بدر دیر مغانکفر زلف تو بدید از سر ایمان بگذشت
۳
هرکه بگشاد برخسار تو جانا نظریچون من بیدل حیران شد و از جان بگذشت
۴
ای بسا جان مقدس که شدش خاک نشینسرو ناز تو براهی که خرامان بگذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth