شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۸۱

بخش اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما عاشقان مستیم افتاده در خراباتباما سخن مگوئید از زهد و زرق و طامات
۲
چندان شدیم سرمست از جام عشق جانانکز خود نمیشناسیم تسبیح از تحیات
۳
ایزن صفت ز غفلت خواب و خیال تا کیمردانه وار بگذر زین خواب و این خیالات
۴
ازکشف و از کرامات بیهوده چند لافیحیض الرجان آمد این کشف و این کرامات
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth