خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۰۱
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا گر پای تا سر تن بسوزدترا کی دل بحال من بسوزد
۲
مزن بر آتشم دامن که ترسمترا از شعله اش دامن بسوزد
۳
بتن تابی که دارم از تب عشقعجب نبود که پیراهن بسوزد
۴
بهر روزن که از دل دود آهمبرون آرد سر آن روزن بسوزد
صفحهٔ ۱ از ۲