خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۳۹
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زانسان که بوسه از لب دلبر بود لذیذخوردن شراب ناز ز ساغر بود لذیذ
۲
دشنام تلخ زان لب شیرین لعل فامدر کام جان چو ماده احمر بود لذیذ
۳
معشوق اگر همه قدح زهر میدهدعشاق را بکام چه شکر بود لذیذ
۴
جام طهور در صف رندان پاکبازخوردن ز دست ساقی کوثر بود لذیذ
صفحهٔ ۱ از ۲