خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۴۴
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دلم گشته مخزن اسرارپرزیار است خالی از اغیار
۲
دائم اندر دوائر ملکوتجان بود مرکز و دلم پرگار
۳
خوردم آبی ز چشمه عشقشگشتم از نخل عمر برخوردار
۴
نور رویش بدیده می بینمدمبدم در تجلی انوار
صفحهٔ ۱ از ۲