خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۷۳
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل که عمریست در افتاده بچاه ذقنشنیست در دست جز آن طره مشکین رسنش
۲
لاله دل همچو گل از شوق شکفتن گیردغنچه سان باز شود چون ز تبسم دهنش
۳
گلستان رخ آن شوخ که رشک ارمستسنبلستان شود از طره عنبر شکنش
۴
مرغ جان را که سر کوی تو گلزار بودکی بود بی گل روی تو هوای چمنش
صفحهٔ ۱ از ۲