خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۱۸۵
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چهره یارم که باشد چون گل جنت لطیفقرص مهر و ماه پیشش هست جرمی بس کسیف
۲
گرچه خوبان از ظرافت دلربائی میکننددلربائی کس ندیده همچو یار من ظریف
۳
خوش نمایندم بهم ز انگشت خلقی چون هلالگشته ام بس در غم مه پیکری زرد و ضعیف
۴
ای جنب غسلی برآر و در صفای دل بکوشچند شویی جبهه در حمام با صابون و لیف؟
صفحهٔ ۱ از ۲