خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۲۳۱
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برخیز و بیا ساقی بگشا در میخانهبنشین و بدور افکن آنساغر مستانه
۲
تا یکسر مو باقیست از هستی تن مارازنهار مکن تأخیر در گردش پیمانه
۳
از ذوق مدام ما زاهد چه خبر داردما جام بگردانیم آن سبحه صد دانه
۴
دیدیم رخ ساقی خوردیم می باقیگشتیم بجان محرم با حضرت جانانه
صفحهٔ ۱ از ۳