خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۲۴۱
بخش اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهر آئینه چون پیدا تو باشیز چشم ما بخود بینا تو باشی
۲
منم در هر صدف آن در نایابدو عالم قطره و دریا تو باشی
۳
چه بودم من حجاب اندر میانهبرفتم از میان من تا تو باشی
۴
بصورت من چه مینا و تو چون میبمعنی هم می و مینا تو باشی
صفحهٔ ۱ از ۲