خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۵
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روا مدار که با خنجر ستم ما رابقول مدعیان بیگنه کشی یارا
۲
چو گل ز ناخن حسرت مکن دلم را ریشبخار شانه مزن طره سمن سارا
۳
ندانم از چه سبب خون من بساغر ریختلبت که زنده کند از دمی مسیحا را
۴
به یک نظاره بر آید هزار دل از جایبهر کجا که دهی جلوه روی زیبا را
صفحهٔ ۱ از ۲