خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۵۵
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو مرغم تا قفس بنیاد کردنداسیر دام آن صیاد کردند
۲
دلم کز فرقتش ویرانه بودز گنج وصل او آباد کردند
۳
ندارد جز قفس مرغ دلم جایکنونش کز قفس آزاد کردند
۴
بجای شیر خون در جوی شیرینروان از دیده فرهاد کردند
صفحهٔ ۱ از ۲