شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۶۵

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا ای از رخت چشم بدان دورمکن از خویش نیکان را تو مهجور
۲
کنون کز ساغر عشرت شدی مستچنین ما را بغم مگذار مخمور
۳
ز رویت چشم هرگز برنداریمکه ما را در نظر هستی تو منظور
۴
توان مستور مهرت داشت در دلاگر ماندی می اندر شیشه مستور
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth