خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۷۶
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی روز رفتم بگلگشت باغکه از بلبل و گل بگیرم سراغ
۲
بدیدم گرفته نهال گلیبدستی صراحی بدستی ایاغ
۳
صراحی ز غنچه ایاغش ز گلوز ایندو هزاران شده تر دماغ
۴
بخود گفتم این شاهدی بوده استکه دلها بسی کرد، چون لاله داغ
صفحهٔ ۱ از ۲