شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۷۸

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسیکه عشق تو بر نقد دل شدش صرافچو زرخالص از هر غشی نماید صاف
۲
اگر تو طالب اکسیر عافیت هستیمسوز سیم و زر عمر ز آتش اخلاف
۳
نهی بکوره اسراف نقد و نسیه بچندخدای دوست نمیدارد اینقدر اسراف
۴
ترا ببوته چه حاجت ز کردن زیبقبملح ساجی و گوگرد سرخ فرش و لحاف
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth