خلوتی با نورعلیشاه
شمارهٔ ۹۴
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندانم آخر از داغ دل منچه گلها سربرآرد از گل من
۲
زهی شست و زهی بازو و زهی تیرکه زد او زخم کاری بر دل من
۳
دلم آن مرغ بسمل گشته تستبپرس آخر که چون شد بسمل من
۴
کنم در دیده دل منزل تواگر آئی شبی در منزل من
صفحهٔ ۱ از ۲