شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۹۶

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه تنها منزل او شد دل منکه شد بر درگه او منزل من
۲
چو طفلان خفته نالان در سحرگاهبپهلوی غمت هرشب دل من
۳
چگویم زان لب شیرین که لعلشبود پیوسته نقل محفل من
۴
ز قتلم چند بارت دست و دامانبخون آغشته دارد قاتل من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth