شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرانشان

بخش ۳۶۹ - دادگری کوش

کوش‌نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وز آن پس جهاندیده کوش سترگرها کرد راه بد و خوی گرگ
۲
چو بر گِرد آن پادشاهی بگَشتبه فرمان او شد همه کوه و دشت
۳
ز هر کشوری ساو و باژ آمدشکه هر ماه گنجی فراز آمدش
۴
ز مغرب سوی قرطبه بازگشتبه آرام بنشست و دمساز گشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth