شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ستمگر فلک ای خواهر آهرمنچون نگوئی که چه افتاد تو را با من؟
۲
نرم کرده‌ستیم و زرد چو زردآلوقصد کردی که بخواهیم همی خوردن
۳
اینکه شد زرد و کهن پیرهن جان استپیرهن باشد جان را و خرد را تن
۴
عاریت داشتم این را از تو تا یک چندپیش تو بفگنم این داشته پیراهن
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth