شعر را زندگی کن
خلوتی با بهاء ولد

فصل ۳۰

جزو اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قال النّبیّ علیه السّلام: »الایمان عریان و لباسه التّقوی«
۲
ای آدمی‌، آرامِ تو با استوار داشتِ رسول است علیه السّلام بدانچه از خداوند عزّ و جلّ آورده است، و قبول کردن تو آن را، یعنی قرار دادن به خود و دل نهادن بر آنچه رسول علیه السّلام گفته است که این فرمانبرداری بکنم و از اینها احتراز کنم، و اگر به حکمِ غفلت تقصیری رود چون شرع الحال کند تقصیری نیارم کردن و به گستاخی امر او را ردّ نکنم همچون ابلیس.
۳
امّا این حالت تو ضعیف است که نگاهداری. تو چراغی را تا چراغ‌وره نمی‌باشد و زیر دامن‌اش نمی‌داری، سلامت از درِ خانه تا به در مسجد نمی‌توانی بردن و از دست باد خلاص نمی‌توانی دادن. این بادهای هواها و شهوت‌ها و حرص‌ها که از در سوراخ‌های چشم و گوش و دل برمی‌گذرد و بادهای آرزوها و صورها و سخنان مخالف نیز می‌گذرد. اگر نگاه نداری چراغ ایمان تو زود کشته شود. اگر این حالت نزد تو عزیز است، غم وی بخور تا از تو نرود.
۴
و این ایمان تو چون تن تو است، اگر از پیش گرگ و شیرش نگریزانی و ماران و کژدمان را نکشی و آن غفلت از خداست و متابعت کردن به هوا و شهوت‌ها و آرزوهاست و او را از چنین سرما و گرما در پناه جایی نیاری و در خانه و خرگاهی نیاری زنده نمانی. و جان از بهر دوست باید و آن اللّه است و اگر نه جان از بهر دید دشمن و ناجنس نباید.
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth